باز منم و رنج شبانهام و تو و ندیدنهایت و نشنیدنهایت. هر بار که در یاد تو فرو می روم٬ با زخم های عمیقتری به خودم بر میگردم.
۱۳۸۵ دی ۴, دوشنبه
نظريات اجتماعي
از خواندن چند عدد کتاب جامعه شناسی نتیجه میگیریم که در مورد هر پدیده ی اجتماعی دو نظریه وجود دارد که اولی کاملاً غیر علمی و مرتد است و دومی علمیتر و تجربیتر٬ پیروان نظریهی دوم همیشه دو دستهاند و در یک مورد اختلاف دارند و این اختلاف همواره دستهی دوم را درست در نقطهی مقابل دستهی اول قرار میدهد سپس مطلب با نظریهی یک دانشمند اسلامی نظیر مطهری یا طالقانی و ... جمع بندی میشود که همواره این دانشمند اسلامی نظریهی سومی را مطرح کرده که نه نظر اول و نه نظر دوم را کاملاً درست نمیداند بلکه معجونی از آن دو تا را به خورد آدم می دهد :))
پ.ن: عجب آدم عقدهای ست این وانهاده٬ دو تا کتاب آن را هم برای کنکور خوانده فوری به نتیجه گیری و جمعبندی رسید :))
۱۳۸۵ دی ۳, یکشنبه
آدمها و آهنگ ها
بعضی آدمها و بعضی آهنگها مثل هم هستند. دیدهای؟ گاهی جایی مثل تاکسی ناگهان آهنگی میشنوی. همان لحظه ممکن است توجهت را هم جلب نکند٬ اما بعد میبینی تمام روز را با تو بوده است. ریتمی٬ بیتی٬ کلامی٬ خلاصه چیزی از آن آهنگ مدام چسبیده به مغزت و تکرار میشود. بدتر میشود وقتی خواننده را نشناسی. آن وقت به هر که رسیدی آن تکه از لیریک یا ریتم را که تو ذهنت مانده تکرار میکنی و میگویی نمیدانی مال کیست؟ و جالبتر است اگر کسی نداند. و هر چه در اینترنت لیریک را سرچ کنی به نتیجه نرسی. آن وقت مدام تو ذهنت میماند. بعد یک وقتی که دیگر فراموش کردهای و تو ذهنت نیست پیداش میکنی. آن وقت تمام طول روز٬ و حتی دو سه روز تمام وقت گوش میدهی. بعد از سرت میافتد و فراموشش میکنی. گاهی اصلاً بعد از یک مدتی دلت را میزند و اگر جایی بشنویش فراری میشوی. بعضی آدمها دقیقاً اینجورند. وقتی خوب میشناسیشان٬ پیش خودت میگویی حیف آن همه اشتیاق که گه زده شد. و میگویی کاش اصلاً پا نمیداد که بیشتر بشناسمش. آن اشتیاق خیلی لذت بخش تر از این دلزدگی بود.
بعضی آهنگها برعکس. تو هارد سیستمت یک عمر هستند و مثلاً اسمشان توجهت را جلب نکرده یا یک جوری شده که نشنیدهایش. بعد یک روز خیلی الکی پلیاش میکنی و حوصله هم داری و کاری نداری و گوش میکنی. آن وقت میبینی سگ مصب دیوانهات میکند. هزار بار گوش میکنی. یک سال دو سال گوش میکنی. اما باز هم هر بار می شنویش دیوانه میشوی. هر لحظه توش یک اتفاق تازه میافتد که دیوانهات میکند. مو را به تنت راست میکند. و تو هم عاشق دیوانگی. آهنگ ترنج نامجو یکی از این آهنگهاست. هر بار شنیدم دیوانهاش شدم. مثل همین الان. بعضی از آدمها٬ آدمهای خیلی کمی٬ مثل این آهنگ ترنج نامجو هستند. هر چقدر که بشناسیشان و هر چقدر که روابطتان نزدیکتر شود و ... باز هم نسبت بهشان حریصی. باز هم دلزده نمیشوی. مدام اتفاق تازهای دروجودشان میافتد و دیوانهات میکند. مدام مو را به تنت راست میکنند. این آدمها هر کدام دنیایی هستند که هر ذرهاش یک دنیاست. احمد یکی از این آدمهاست.