دیروز تلوزیون جنجالهای داخلی یونان را نشان می داد. بعد از مدتها بود که تلوزیون می دیدم. آن هم جایی که ناهار می خوردم روشن بود. همان وقت یک عنتری که نمی دانم از کجا پی به طرز فکر من برده و مدام سعی می کند حالیم کند که الاغی بیش نیستم و در جهل مرکب٬ سر رسیده بود و رو به من گفت: بیاه! اینم اتوپیای شما! اروپا!!! پلیس یک بچه را کشته.
می شد هزار جور جوابش را بدهم که در ِخلاش را یک مدتی بگذارد. تو ذهنم همه جور جوابی چرخ می زد. اما حوصله ی بحث را نداشتم. فقط نمی دانم چطور ناگهان یاد دکتر زهرا بنی یعقوب افتادم و خیلی ناخودآگاه رو به یارو گفتم: حداقل مردمش اینقدر جنم دارند که اگر پلیس یک بچه را کشت این بلا را سرش بیاورند. مردم ایران اگر وجودش را داشتند اروپا اتوپیای هیچ کس نمی شد.
دیگر چیزی نگفت. من هم.
* تمام لینکهایی که برای زهرا بنی یعقوب می شود سرچ کرد فیلتر هستند (هاه)