۱۳۸۷ بهمن ۸, سه‌شنبه

اينست آنچه خدايتان مي دانست

تصاوير تكان دهنده از يهودي سوزي در جنگ جهاني دوم و مسلمان سوزي امروز اورشليم. هفتاد سال گذشته است و بشر هيچ تغييري نكرده است



























۱۳۸۷ دی ۲۸, شنبه

اي خاك بر سر اين ملت و اين دولت

اين یکی را اگر نشنیده‌اید امروز٬ بخوانید. اگر نخوانید از دست داده اید. :))))))

اعضای این گروه نامشخص و بی نام ونشان که اسمی از هیچ کدامشان در هیچ کجای متن خبر برده نشده (حتی اسم مستعار) همه‌شان اعتراف تکان دهنده‌ای کرده‌اند: اقدام به براندازی با هدف ایجاد شکاف بین ملت و دولت!!! و معرفی آمریکا به عنوان تنها منجی مردم !!!!!!

این عناصر خودفروخته که ناگهان مثل قارچ معلوم نیست از کجا سر در آوردند و در دم توسط سربازان امام زمان در وزارت اطلاعات چیده شدند و به گوشه‌ی زندان رفتند٬ همگی توسط شخص بوش آموزش دیده بودند و توسط وزیر کشور آمریکا برایشان بودجه اختصاص یافته بود در پوشش موسسات غیر دولتی سعی در شیره مالاندن سر مردم و جلب حمایتشان را داشتند٬ الان در زندان به سر
می‌برند!!!!!!!!!

یادم می‌افتد به پرونده‌های قاچاق چوب یا اختلاص مالی یا مثلاً همین دله دزدی‌های روزمره که فوراً اسم و رسم و فک و فامیل و پته‌شان توسط نجف زاده و اعوان و انصارش در بیست و سی و خل و چل رو آب ریخته می‌شود. یادم می‌افتد به آن منافق‌ها و مجاهد‌ها و کمونیست‌های اول انقلاب که همه از دم تیغ رد می‌شدند. یادم می‌افتد به فرزاد کمانگر و دلارام علی و آیدا سعادت و هزار تا مثل اینها که زندانی می‌شوند و اعدام می‌شوند و یا آزاد می‌شوند و دوباره زندانی می‌شوند. یکی مثل اکبر گنجی٬ یا مانا نیستانی یا... همه‌ی اینها به هیچ جرمی گرفتار می‌شوند هر روز و کسی سعی در اختفای هویتشان ندارد.

نمي دونم كجا شنيدم كه اگه زياد خودتو زدي به خريت يهو چشم وا مي كني مي بيني سوارت شدن!


۱۳۸۷ دی ۲۷, جمعه

اين روزها

آنفولانزا، اخبار، کاریابی، مرگ حتمی...

۱۳۸۷ دی ۱۴, شنبه

حمله یا تجمع چه فرقی می کند؟


دقیقا شاشیدم به این مملکتی که باید توش در هر موردی مواضعت را صریحاً اعلام کنی. که اگر اعلام نکنی یک عده جمع می‌شوند در خانه‌ات تجمع می‌کنند و فحشت می‌دهند که چرا مواضعت را مشخصاً اعلام نکرده‌ای. اسمشان را گذاشته‌اند دانشجو. شاشیدم به مملکتی که دانشجویش شب امتحان توی این سرما می‌رود پشت در خانه‌ی تو جمع می‌شود که چرا مواضعت را صریحاً اعلام نکرده‌ای. اگر تو می‌خواستی مواضعت را در مورد غزه مشخص می‌کردی مگر همین اشغال‌های لجن زنده می‌گذاشتندت؟ آخر اگر تو مواضعت با این کثافت‌ها یکی بود مگر اسطوره‌ی صلح و بشر دوستی و عدالت خواهی ذهن من و ما می‌شدی؟ شاشیدم به این مملکت که دفتر کانون وکلا که دست توست به بهانه‌ی مجوز نداشتن، درش گل گرفته می‌شود. آخر تو خودت که ته مجوز و بند و تبصره‌ای قربانت بروم. شاشیدم به این مملکتی که یک دایه‌ی مهربانتر از مادر دارد آن سر دنیا، که برایمان پشت تریبون برود و سنگ تو را به سینه بزند که حقوق بشر در موردت نقض شده. اخر تو که خودت ته حقوق بشری. شاشیدم به این مملکتی که یک اخبار بیست و سی دارد و یک کامران نجف زاده که بنشیند صبح تا شب ببیند آن دلقک میمون بوش و اعوان و انصارش و هزار و یک احشام دیگر این سو و آن سوی دنیا چه مواضعی دارند و چه گهی می‌خورند تا اخبارش را در جهت مخالف آن مواضع و گه خوردن‌هایش را از نوعی متفاوت با آن‌ها تنظیم کند. آخر اگر بوش به نفع تو سخنرانی نمی‌کرد کدام اخبار ایران خبر از تو و خانه‌ات و دفترت می‌داد. مگر اینها تو راهم آدم حساب می‌کنند؟


لینک خبر حمله به منزل شیرین عبادی